محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
652
آثار عجم ( فارسى )
سيروس . ( انتهى ) . پهلوى شخصى كه اوّل ايستاده ، نوشته : اين اتريناى حيلهباز است كه مىگفت من پادشاه اهوازم و دروغگو بود . ( انتهى ) . پهلوى شخص دوم نوشته : اين نتى ننپراى حيلهباز بود كه شهر بابل را در فتنه انداخت و فساد كرد . ( انتهى ) . بر تن شخص سوم نوشته : اين فراوارتش است كه حيلهبازى مىكرد و مىگفت من پادشاه مادا « 1 » هستم و آنجا فتنه كرد . بالاى شخص چهارم نوشته : اين مارتيش حيلهباز ايرانى بود و گفت من هستم پادشاه سوسيا « 2 » و در آنجا فتنه نمود . ( انتهى ) پهلوى شخص پنجم نوشته : اين ستراتخماى بود و گفت من پادشاه اسكارتيا هستم و در آنجا ياغى شده و فتنه كرد . ( انتهى ) پهلوى شخص ششم نوشته : اين دهيازداد حيلهباز ايرانى بود و در ايران ، رئيس ياغيان شد و فتنه كرد . ( انتهى ) [ 399 f ] پهلوى شخص هفتم نوشته : اين حيلهباز ، از اهل ارمينيا بود ، جام اراكس و در شهر بابل ، بسى فتنه برپا كرد . ( انتهى ) پهلوى شخص هشتم نوشته : اين فراتيس حيلهباز است كه مىگفت من پادشاه هستم و در مارجيانه فتنهها نمود . ( انتهى ) بالاى سر شخصى كه در آخر همه است و كلاه بر سر دارد ، ترجمهء آن را در كتاب جام جم نوشتهاند . اين سارقها ساكان است و در نسخ ديگر از پارسى و انگريزى چيزى ننوشتهاند و چون حرف قاف در كلمات آنها نبود ، آن اسم به نظر غلط مىآيد « 3 » ؛ اللّه اعلم . تبصره : بعض از اهل لغت نوشته كه داريوش يكى از اعاظم پادشاهان قديم كلدانيان بوده و از جانب لهراسب حكومت داشته و صورت خود را در بيستون نقش كرده و نيز گويد : اينكه بعضى او را دارا دانستهاند ، نه چنين است . اين فقير مؤلّف هم گويد : اينكه
--> ( 1 ) . مادا به ميم و الف و دال مهمله و الف در آخر ، به معنى عراق عجم است . بعضى هم ترجمهء آن را به آذربايجان كردهاند . ( 2 ) . سوسيا : ظاهرا خوزستان باشد ؛ كما يفهم عن بعض الكتب . ( 3 ) . غلط شايد از كاتب باشد .